نمایش تبلیغ
 
ایجاد وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگی دیگر
 
وبلاگ دانشجويان دانشگاه آزاد مباركه

 سياه سفيد

وبلاگ دانشجويان دانشگاه آزاد مباركه

صفحه اصلی

بايگانی نوشته ها

پست الکترونيک

دانشگاه آزاد مباركه
كتاب هاي رايگان فارسي
مجله خودرو
مقالات علمی در تمام زمینه ها
موسیقی-مطالب خواندنی-عکس
جستجوگر فارسی


لوگوي وبلاگ شما

 

حضور و غياب:



 


 

 

یکشنبه، 4 دی، 1384

 
   

به نام خداوندی كه مسيح را از ميان تمام پاكی ها آفريد

ضمن عرض سلام خدمت تمامی بازديد كنندگان

امروز روز بسيار گرانقدر و با ارزشی است.روزی كه خداوند متعال عظمت خود را با تولد مسيح بار ديگر بر يهوديت و جهان نشان داد.امروز روزی است پسری از شكم مادری كه اسوه تمام پاكی هاست سر برون می آورد ودنيا را روزگاری بعد مسحور مظلوميت خود ساخت.

ميلاد مسيح مقدس و عيد كريسمس را به تمام ارامنه و مسيحيت تبريك عرض می نماييم.

 

   
 

پيام‌هاى ديگران

 

شنبه، 19 آذر، 1384

منشور جهانی حقوق بشر کوروش کبير( به مناسبت روز جهانی حقوق بشر )

 
   

 

 امروز (10 دسامبر) روز جهاني حقوق بشر است به همين مناسبت متن كامل منشور جهاني حقوق بشر كوروش كبير پادشاه جاوداني   ايرانيان را منتشر مي كنم اميد است مورد استفاده خوانندگان گرامي قرار گيرد :

 

منشور جهاني حقوق بشر كوروش كبير

 

سرزمين ما با پيشينه ای درخشان و غرورآفرين، همواره مهد و بستر بزرگـترين تحولات تمدن بشـری در طول دوران با شکـوه ايران باستان بوده است. آن هنگام که جامعه انسانی دارای ابتدايی ترين شکل خود بود، کوروش نخستين بيانيه حقوق بشر را به شکلی اعلام نمود که امروزه پس از گذشت ساليان دراز و وقوع تحولات گوناگون اجتمـــاعی، تغييری در محتوی آن ديده نمی شود. به ايرانمان افتخار کنيم !

 

هنگامی که کوروش پادشاه بزرگ ايرانی در سال 538 قبل از ميلاد حضـرت مسيح بابل را فتح نمود ، بيانه ای برای اعلام اهداف  و سيـاست های بزرگ خود خود صادر کرد که هزاران ســال بعد به عنوان نخستين منشور حقوق بشر شناخته شد.  اين بيانيه که بر کتيبه ای گلی به زبان اکدی و به خط ميخی ثبت شده بود دارای مضمون زير می باشد:

 

 

کوروش چنين می گويد :

 

« آنگاه که من به آرامش و بی آزار در بابل آمدم

در ميان هلهله و شادیِِ، اورنگ فرمانروايی را در کاخ سلطنت استوار داشتم

... بی شمار لشگرم به صلح در بابل گام بر داشتند

روا نداشتم کسی وحشت را بر سرزمين سومر و اکد فرا آرد

نيازمنديهای بابل و تمامی عبادتگاههای آنها در ديده داشتم و در بهبود زندگی همگان کوشيدم

همه يوغهای ننگين بردگی را از مردمان بابل برداشتم

خانه هاشان را آباد کردم و به تيره بختيهايشان خاتمه دادم

.... مجسمه ايزدانی که در بين آنان جای داشتند به جای خود بازگرداندم و در منزلگاهی محکم اقامت دادم

تمام مردمان (آواره) را جمع کردم و خانه هاشان را به آنان بازگرداندم

اجازه دادم همگان در صلح زندگی کنند »

 

و اما متن کامل  اعلاميه حقوق بشر کوروش کبير:

 

 

·          اينک که به ياری مزدا ، تاج پادشاهی ايران ، بابل و کشورهای چهارگانه را بر سر گذاشته ام اعلام می کنم:

·          تاروزی که زنده هستم و مزدا پادشاهی را به من ارمغان می کند کيش و آيين و باورهای مردمانی را که من پادشاه آنها هستم گرامی بدارم و نگذارم که فرمانروايان و زير دستان من کيش و آيين و دين و روش مردمان ديگر را پست بدارند و يا آنان را بيازارند.

·          من که امروز  افسر پادشاهی را بر سر نهاده ام  تا روزی  که زنده هستم و مزدا پادشاهی را به من ارزانی کرده هرگز فرمانروايی خود را بر هيچ مردمانی به زور تحميل نکنم.در پادشاهی من هر ملتی آزاد است که  مرا به شاهی خود بپذيرد يا نپذيرد و هر گاه نخواهد مرا که پادشاه ايران و بابل و کشورهای چهارگانه هستم نخواهم گذاشت که کسی به ديگری ستم کند واگر کسی ناتوان بود و بر او ستمی رفت من از وی دفاع خواهم کرد و حق او را گرفته و به او پس خواهم داد و ستمکاران را مجازات خواهم کرد.

·          من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت که کسی مال ديگری را با زور و يا هر روش نادرست ديگری  از او بدون پرداخت ارزش واقعی آن بگيرد.

·          من تا روزی که زنده ام نخواهم گذاشت کسی ، کسی را  به بيگاری بگيرد و به او مزد نپردازد.

·          من اعلام می کنم که هر کس آزاد است هر دين  و آيينی را که ميل دارد، برگزيند و در هر جا که می خواهد زندگی کند و به هر گونه که معتقد است عبادت کند و آيينهای خود را به جا آورد و هر کسب و کاری را که می خواهد برگزيند ؛ تنها به شرطی که حق کسی را پايمال ننمايدو زيانی به حقوق ديگران وارد نسازد.

·          من اعلام می کنم هر کس پاسخگوی کردار خود می باشد . هيچ کس را نبايد به انگيزه اينکه يکی از بستگانش خلاف کرده، مجازات کرد و اگر کسی از دودمان يا خانواده ای  خلاف کرد تنها همان کس به کيفر برسد و با ديگر مردمان و خانواده او کاری نيست .

·          تا روزی که زنده ام نخواهم گذاشت مردان و زنان را به نام برده و کنيز و يا نامهای ديگر بفروشند و اين رسم زندگی بايد از گيتی رخت بربندد.

·          از مزدا می خواهم که مرا در تعهداتی که نسبت به ملتهای ايران و کشورهای چهارگانه گرفتم پيروز گرداند.

 

 

   
 

پيام‌هاى ديگران

 

جمعه، 18 آذر، 1384

منشا ۱۶ آذر ( روز دانشجو )

 
   

سه قطره خون

 

 

همانجايي كه 52 سال پيش در آذر ماه در آتش بيداد سوخت ، او را در پيش پاي نيكسون اعدام كردند ! اين سه يار دبستاني كه هنوز مدرسه را ترك نگفته بودند ، هنوز از تحصيلاتشان فراغت نيافته بودند ،نخواستند همچون ديگران كوپني نان بخرند و از پشت مـيز دانشـگاه به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خويش فرو برند.اين سه قطره ي خون بر چهره دانشگاه تهران ، همچنان گرم و تازه است .

16 آذر سال 1332 بود ‌‍؛ نه ! دو ماه قبل از آن ، تاريخ 16 مهر 1332 . بيشتر از 50 روز كودتاي آمريكايي ارتشبد زاهدي نگذشته بود. كابينه زاهدي ودولت انگلستان براي تجديد روابط ايران و انگلستان كه در جريان ملي سازي نفت قطع خواهد شده بود مخفيانه شروع به مذاركات كردند.

در تاريخ 24 آبان اعلام شد كه قرار است نيكسون به ايران بيايد. دانشجويان تصميم گرفتند كه هنگام ورود نيكسون،نفرت و انزجار خود را به دستگاه كودتا نشان دهند. در روز 14 آذر زاهدي تجديد رابطه با انگلستان را رسماً اعلام كرد و قرار شد كه‹‹دنيس رايت›› كاردار سفارت انگلستان ،چند روز بعد به ايران بيايد و از همان روز بود كه تظاهرات در گوشه و كنار به وقوع پيوست  و در نتيجه در بازار و دانشگاه ها    عده اي دستگير شدند.اين وضع در روز 15 آذر هم ادامه داشت. در صبح روز 16 آذر هنگام ورود به دانشگاه متوجه تجهيزات فوق العاده سربازان و اوضاع غير عادي اطراف دانشگاه شده ، وقوع حادثه اي را پيش بيني مي كردند . دانشجويان سعي داشتند هيچ بهانه اي به دست سربازان ندهند .ساعت اول هيچ اتفاقي نيفتاد. ولي سربازان بدون دليل به دانشكده ها هجوم مي آوردند . سربازان تعدادي از دانشجويان  و استادان را دستگير كردند و پس از مضروب كردن آنها ، به داخل كاميون كشاندند . به همين دليل دانشكده را تعطيل كردند . وقتي دانشجويان در حال خروج از دانشكده بودند ، سر بازان دوباره حمله كردند و به داخل دانشكده فني هجوم آوردند و وارد كلاس مهندس شمس شدند و با اعتراض مهندس شمس روبرو شدند ولي او را با مسلسل سر جايش نشاندند . بعد از اين ماجرا كل دانشگا را تعطيل كردند ، دانشجويان در محوطه دانشگا  جمع شدند و نظاميان آنها را اذيت مي كردند تا اينكه يك دانشجو كه بغض گلويش را گرفته بود و در سينه آتشي داشت گفت : ‌‍« دست نظاميان از دانشگاه كوتاه !»  و سربازان شروع به گلوله باران دانشجويان كردند .مصطفي بزرگ نيا با ضرب سه

گلوله از پاي در آمد.

مهندس شريعت رضوي ابتدا مجروح شد و بر روي زمين افتاد و مي خزيد كه با ضرب گلوله از پاي در آوردندش.احمد قندچي حتي يك قدم به عقب بر نداشت  كه يك نظامي او را گلوله باران كرد. احمد هنوز زنده بود كه او را به بيمارستان رساندند ولي  حتي يك واحد خون هم به او تزريق نكردند تا سر انجام  پس از 24 ساعت مظلومانه شهيد شد. در اين روز سه نفر از دانشجويان،شهيد و 27 نفر دستگير و عده ي زيادي مجروح  شدند.درست روز بعد از واقعه ،نيكسون به ايران آمد و در همان دانشگاه دكتراي افتخاري حقوق دريافت كرد . صبح ورود نيكسون يكي از روزنامه ها تحت عنوان « سه قطره ي خون » نامه سر گشاده اي به نيكسون نوشت : آقاي نيكسون يكي از سنت هاي ما ايرانيان اين است كه وقتي يكيدوستي از سفر مي آيد يا كسي از زيارت باز مي گردد ما براي او گوسفندي قرباني مي كنيم و آنگاه خطاب به نيكسون گفته شده بود كه :آقاي نيكسون ! وجود شما آنقدر گرامي و عزيز بود كه در قدوم شما سه نفر  از بهترين  جوانان اين كشور يعني دانشجويان دانشگاه را قرباني كردند.

 

 

 

از اين روز بود که روز ۱۶ آذر را به ياد آن سه شهيد دانشجو و تمام دانشجويان ‌‌ « روز دانشجو »  ناميدند.

 

   
 

پيام‌هاى ديگران

 

جمعه، 18 آذر، 1384

۱۶ آذر روز دانشجو مبارك باد

 
   
 
يار دبستاني من                              با من و همراه مني
چوب الف بر سر ما                        بغض من و آه مني
حك شده اسم من و تو                      رو تن اين تخته سياه
تركه بيداد و ستم                            مونده هنوز رو تن ما
دشت بي فرهنگي ما                       هرزه تموم علف هاش
خوب اگر خوب،  بد اگر بد               مرده دل هاي آدم هاش
دست من و تو بايد اين                      پرده ها رو پاره كنه
كي مي تونه جز من و تو                  درد مارو چاره كنه
يار دبستاني من                              با من و همراه مني
چوب الف بر سر ما                        بغض من و آه منی
 
 
۱۶ آذر روز دانشجو را به تمام دانشجويان تبريك عرض می نماييم.

   
 

پيام‌هاى ديگران

 

جمعه، 27 آبان، 1384

ويژه نامه عيد فطر

 
   

اين ويژه نامه عيد فطر کار اول ماست.اين ويژه نامه در دو صفحه به چاپ رسيد که در زير مشاهده می فرمائيد:

(در ضمن ما هميشه آماده شنيدن نظرات و پيشنهادات شما هستيم.)

برای بزرگ ديدن صفحه ۱ اينجا و برای صفحه ۲ اينجا را کليک کنيد

صفحه 1

   
 

پيام‌هاى ديگران

 

دوشنبه، 23 آبان، 1384

اطلاعيه

 
   

سلام خدمت بازديد کنندگان گرامی

به اميد و ياری خدا تصميم داريم شماره بعدی رو به مناسبت ۱۶ آذر يعنی روز دانشجو آماده و چاپ کنيم.ازتون می خوايم که بگيد چه مطالبی رو دوست دارين بياريم تو شماره آينده.اصلا بگيد چه مطالبی توی يک مجله توجه شما رو جلب می کنه . هر مطلبی رو که دوست دارين بگين تا چاپ کنيم.

متشکر - روزبه وکيلی

   
 

پيام‌هاى ديگران

 

دوشنبه، 23 آبان، 1384

درد دلی با دوستان

 
   

عرض سلام و وقت به خير خدمت بازديد کنندگان عزيز

مسئله ای که مرا وادار به نوشتن اين مطلب نمود توصيف روحيه انتقاد و انتقاد پذيری است . متاسفانه در ميان نظرات رسيده مشاهده می شود که بعضی از عزيزان اهانت و بی شخصيتی را جايگزين انتقاد درست و منطقی کرده و با نشان دادن شأن و شخصيت خود و تربيت خانوادگيشان قصد نااميد کردن ما رااز اين فعاليت  دارند.

صحبت من با اين اشخاص است :

دوست عزيز اگر شما معنای فرهنگ و فرهنگ سازی را به درستی درک نکرده ايد ويا توان درک اين مطلب را نداريد برای معالجه به پزشک متخصص رجوع کنيد و يا حداقل خود را به ديگران معرفی نکنيد.قصد ما از ايجاد اين وبلاگ و انتشار نشريه ايجاد محيطی دوستانه بين دانشجويان اين دانشگاه بوده و هيچ حرکت مخالفی ما را از رسيدن به اين هدف باز نمی دارد.مطمئنا در مقابل وجود افراد ناراحتی مثل شما هستند تعدادزيادی از دوستان که اين مهم را درک کرده اند و با پيشنهادات وانتقادات خود ما را در گذراندن اين راه کمک و راهنمای خواهند کرد.

در پايان از تمامی عزيزانی که به هر نحو به ما ياری می رسانند کمال تشکر را داشته و اميدواريم که باز هم بتوانيم از لطف اين عزيزان استفاده نماييم.پذيرای پيشنهادات و انتقادات شما هستيم

باتشکر-سردبير روزبه وکيلی

 

   
 

پيام‌هاى ديگران

  RSS 2.0